الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

3

الخصال ( فارسى )

آغوش همكارى ميكشند اين وضع مسالمت آميز عناصر كه صحت و تندرستى بلكه حيات و زندگانى موجودات بر آن متكى است مزاج اخلاطى انسان است و هر چه معتدلتر باشد تندرستى و راحت انسان در زمينهء آن بيشتر است مشابه اين وضعيت تركيب تن ، انسان يك غرائز و احساسات مختلف و مضادى دارد كه از آنها بسرشت فرشتگان و خوى ددان تعبير شده است . آدميزاد طرفه معجونيست * از فرشته سرشته وز حيوان گر رود سوى اين شود به از اين * ور رود سوى آن شود پس از آن اين آدميزاده كه معجون فرشته و حيوانست تن و جسد نيست بلكه همان بيوگرافى اخلاقى است كه از خصلتهاى پاك و مجرد فرشتگان و خوى ددان تركيب مىشود . البته آتش در موقع تركيب آن سو زندگى شديد خود را از دست ميدهد و ديگر نميتوان استفاده سوخت از آن برد و بلكه هر يك از عناصر در وضع تركيبى خاصيت خود را از دست ميدهند ولى خاصيت پر معناترى به خود ميگيرند كه وضع تركيبى آنها اقتضا ميكنند . اخلاق ساده فرشتگان هم براى زندگى بشرى رسا و مناسب نيست آن تقدس و زهد و بركنارى از هر گونه جنبش احساسى تنها براى عالم افلاك و محيط ملائكه مناسب است چنانچه اخلاق پست ددان هم مايه فساد و تباهى جهانست به همين مناسبت انسان اخلاقى يا اخلاق انسانى چون مزاج اخلاطى او يك وضع معتدلى است از تركيب اخلاق ساكنان ملك و ملكوت و وضع ممزوجى از خواص فرشته و سرشت ددان علم مفصل بهداشت براى حفظ مزاج معتدل اخلاطى انسان است كه تندرستى و آسايش تن او را تأمين مىكند و طب و پزشكى و مؤسسات وسيع و بيشمار بيمارستانها و درمانگاهها براى رفع خلل و نقصانيست كه در مزاج اخلاطى انسان بوجود مىآيد . اكنون اگر مسير تاريخ اين دو موضوع بهداشت و طب را بسنجيم و تلاش و كوششى كه بشر براى حفظ و حمايت تن خويش نموده است در ادوار مختلفه تاريخ به حساب بياوريم رقم بسيار بزرگى بدست خواهد آمد . از تاريخ گذشته صرف نظر ، همين دستگاه بهداشت و طب امروزه را مورد توجه قرار دهيم ملاحظه كنيد در هر كشورى بمناسبت وسعت بمناسبت آمار ، بمناسبت پيشرفت و ترقى تا چه اندازه اوضاع بهداشت و پزشكى وجود دارد تا چه حد مؤسسات تحصيلى براى فنون مختلف اين دو موضوع مصرف مىشود و تا چه حد ساختمانهاى مهم براى خصوص امر بهداشتى و پزشكى ساخته